|
زاویه دید (محمد جواد غلامرضاکاشی) | |
|
Thursday، April 17، 2008 اسطوره قهرمان تنها
سخنرانی ریاست محترم جمهور در شهر قم، از هوش سرشار ایشان در انتخاب یک استراتژی کلامی موثر در فضای بحرانی موجود حکایت دارد. روایت یک قهرمان تنها که در نبرد با تباهیها از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند، اما شیاطین و فرزندان تاریکی همه راهها را بر او سد کردهاند، بسیار برانگیزاننده است. در این الگو، هر چه اهداف مورد نظر قهرمان بزرگتر باشد و در این مسیر هر چه قهرمان تنهاتر باشد، دلهای بیشتری برای پیروزی و توفیق او خواهد تپید. ریاست محترم جمهور، در سخنرانی خود در قم، چنین تصویری از وضع فعلی کشور ترسیم کردند. عرصه مورد نظر قهرمان، به هیچ روی به عرصه داخلی محدود نیست. ایشان استدلال میکنند که چارهای جز آن نداریم که در عرصه مدیریت جهانی تحول ایجاد کنیم. چرا که هرتلاش داخلی برای توسعه و پیشرفت را دشمنان خارجی محتل میکنند. بنابراین چه چارهای برای ما میماند الا اینکه همراه با تلاش در عرصه داخلی، مدیریت جهانی را اصلاح کنیم. قهرمان هر روز مقیاساش برای تحول افزونتر میشود اما افسوس که با دشمنانی در خارج و دشمنانی در داخل مواجه است. ایشان پیش از تصدی مقام ریاست جمهوری تصور میکردهاند که تحقق عدالت با موانعی مواجه خواهد شد، اما اینک مشاهده کردهاند که حد و حدود دشمنی و مانع تراشی بیش از آنچیزی است که قبلاً تصور میکردند. ایشان فریاد میردند که تا انتها ایستادهاند و به مردم اطمینان دادند که در این زمینه یک قدم عقب نشینی نخواهد کرد. رئیس جمهور که گویی خطبه شقشقیه میخواند، در آخرین سال دوران ریاست جمهوری خود اعلام کرد که نگذاشتهاند برنامههایش اجرا شود بنابراین همه بحرانهای اقتصادی در حوزههای گوناگون را باید به باندهای خطرناک داخلی و توطئههای دشمنان خارجی نسبت داد. مهمترین تاکتیک کلامی ایشان، انتقاد از دولت و دست اندرکاران دولتی بود. ایشان با همه مطبوعات و منتقدان دولت همصدا شدند و دولت را به باد نقد و انتقاد گرفتند. تا قهرمان تنها و بی کس در خیل خائنان ظاهر شود. دراین الگوی وانمایی میتوان ریاست جمهور را تنها به تصویر کشید اما به نحوی که بتوان بابت هر رخداد مثبتی که در این سه سال رخ داده، دسته گلی به گردن او آویخت، اما بابت هر بحران و معضلی که اتفاق افتاده ایشان را به کلی از دایره اتهام بیرون برد. حتی در مقابل هر رخداد منفی و نامطلوب، امکانی برای حمله به مخالفین ایشان گشود و به این ترتیب، به نحو غیر مستقیم از رخدادهای منفی نیز به نفع رئیس جمهور بهره برد. انصافاً الگوی کلامی جناب ریاست جمهوری در شرایط بحرانی فعلی مدیرانه است. در شرایطی که به نظر میرسد مطابق با پیش بینی قبلی اقتصاد دانان، کننرل اقتصاد از دست دولت خارج شده است، این الگوی کلامی به بهترین شکلی، امکان کسب امتیاز مثبت از پیامدهای منفی اقدامات اقتصادی فراهم ساخت. اما به نظر میرسد با رعایت دو نکته استراتژی کلامی رئیس جمهور به اوج جاذبه افکنی خود میرسید. نکته اول: قهرمان تنها، که در محاصره دشمنان است ضروری است مرثیه سرایی کنند. چنانکه ایشان در حمله به دشمنان خارجی از اوج قساوت و جنایات آنان در عراق و بسیاری دیگر از مناطق جهان از الگوی مرثیه استفاده کرد. مرثیه سرایی، قهرمان را دوست داشتنی و محق مینماید. اما واقع این است که در شرایط فعلی ایشان قادر به مرثیه سرایی علیه مخالفین داخلی نبودند. چرا که مرثیه قیام خونین و ایستادگی مردانه و ستیز جوانمردانه طلب میکند. موازنه سیاسی موجود امکان چنین صف آرایی به ایشان نمیدهد. اما میتوات پیش بینی کرد که ساختار کلامی ایشان طی یکسال و اندی که به انتخابات بعدی مانده است به ساختار مرثیه علیه مخالفین داخلی نزدیک شود. مثلاً خوب است ایشان در گفتگو با یک چهره فقیر زخمتکش که همه هستی و زندگی خود را در کوران تورم و گرانی از دست داده، فرزندانش از شدت گرسنگی مردهاند، و خودش در معرض خودکشی است، ظاهر شوند و با صدایی بغض آلود کسانی را خطاب قرار دهند که با مانع تراشیهای خود مانع از نجات این طبقه زحمتکش از فقر شدهاند. خودشان دست در جیب کنند و همه موجودی بانکی خود را به ایشان ببخشند. یا اعلام شود که ایشان خانه شخصی خود را به ایشان واگذار کرده است. برای بخشی از مردم سادهدل و دل و گوش سپرده به رسانه، همین اقدام ساده ممکن است سبب شود پیامد همه تصمیمات ناسنجیده به حساب دیگران ریخته شود. نکته دوم: ریاست محترم جمهور، هنور میان انتخاب یک قهرمان پیروز و یک قهرمان شکست خورده مرددند. از یکسو تلاش میکنند با تکیه بر پیروزیها در عرصه هستهای در چهره یک قهرمان پیروز و قادر به رفع همه موانع ظاهر شوند و در عرصه داخلی نیز، همچنان اعلام میکنند نگران نباشید همه چیز همین امسال حل خواهد شد و دست همه غداران از بیت المال قطع خواهد شد، اما در همین حال، از مردم عذر خواهی میکند، که نتوانستهاست خیل خائنان به مردم را از سر راه بردارد. مردم دوست دار قهرمان هستند. قهرمان چه پیروز و چه شکست خورده، برای مردم جاذبه افکن است. اما جمع همزمان این دو در یک ساختار کلامی چندان اثرگذار نخواهد بود. البته پیوند این دو در یک ساختار کلامی ناممکن نیست، اما الگوی ترکیبی ایشان در سخنران قم، به هیچ روی اثرگذار نیست. در ساختار کلامی ایشان، دو قهرمان یکی پیروز و یکی شکست خورده درکنار هم ایستادهاند و این دو جاذیه یکدیگر را خنثی کردهاند. تردید میان کلشه قهرمان شکست خورده یا قهرمان پیروز، ممکن است به نفع کلیشه قهرمان ناتوان تمام شود. آنگاه هیچ جاذبهای برای برای فرد باقی نخواهد ماند. البته شاید بتوان سخنرانی قم را یک وضع میانی قلمداد کرد. رئیس جمهور تا کنون در چهره قهرمان پیروز ظاهر شدهاند اما با توجه به رخ نشان دادن تدریجی بحرانها، یک موضع میانی اختیار کردهاند و در کنار قهرمان پیروز، قهرمان شکست خورده را تولید کردهاند. چرا که ممکن است در صورت تداوم بحرانهای اقتصادی و انسداد در عرصه بین المللی، ضرورت یابد که ایشان یکسره چهره قهرمان پیروز را واگذار کنند و در چهره قهرمان شکست خورده در انتخابات بعدی ظاهر شوند مردم قهرمان شکست خورده را هم دوست دارند و ممکن است در ایجاد فرصتی دیگر برای او و عزم صادقانهاش پیشقدم شوند. اگر هم نشوند، قهرمان شکست خورده، برای آینده سیاسی خود سرمایه خوبی اندوخته خواهد کرد. |
پیوندها
یونس شکرخواه
استفاده از مطالب با اجازه نویسنده امکان پذیر است
مطالب پیشین
August 2005
|