زاویه دید

(محمد جواد غلامرضاکاشی)

Sunday، June 15، 2008                                                                          شبح شريعتي

 

حاضر ناديدني و غايب هميشه حاضر،‌ تعبيري است كه ميشل فوكو براي دكتر شريعتي به كار گرفت। اين تعبير به چندي پس از وفات دكتر مربوط مي‌شود. اما به نظر مي‌رسد اين جمله همچنان گوياست. چنانكه سال پيش اختصاص بخش‌هاي وسيعي از مطبوعات كشور به دكتر شريعتي، كساني را از كوره به در برد و عليه تداوم او ناسزاها گفتند.


به راستي حضور و تداوم دكتر شريعتي،‌ وجهي شبح گون و شگفت انگيز دارد। او يك تئوريسين انقلابي بود. اينك هيچ كس نيست كه در چشم انداز آينده از انقلاب دفاع كند. او در صدد عرضه روايتي از امر سياست با وجه كانوني ارزش‌هاي ديني بود، اينك كمتر كسي است كه به اين امر به منزله يك آرمان بنگرد. او با ايده بازگشت به خويش،‌ از تحقق يك امت اسلامي دفاع مي‌كرد. اينك نه تنها كسي از همبستگي فشرده در حد امت دفاع نمي‌كند،‌ بلكه همبستگي در حد ملت نيز كمتر هواخواهي دارد. بسياري از آموزه‌هاي بنيادين دكتر شريعتي مانند سوسياليسم، اگزيستانسياليسم، فلسفه تاريخ، و جامعه و انسان ايده‌آل،‌ موضوعيت خود را از دست داده‌اند. با اينهمه چرا دكتر شريعتي هنوز حضور دارد؟ او بر كدام پايه ايستاده است و تداوم مي‌يابد؟


من در اين سال‌هاي اخير،‌ بارها با اين سوال مواجه شده‌ام و هر بار تلاش كرده‌ام پاسخي براي آن دست و پا كنم.

شايد بتوان تداوم دكتر شريعتي را دركاستي گفتارهاي سياسي مابعد او جستجو كرد: هر گفتار موثر سياسي، از سه وجه بنيادين بهره‌مند است: اول آنكه شامل منظومه‌اي از آموزه‌هاي ادراكي است। به اين معنا كه ذهن مخاطب خود را انباشته مي‌كند از باورهايي نسبت به آدم و عالم و سياست و دين و امثالهم و اينچنين، اموري را به منزله واقعيت‌هاي حائز اهميت پيش جشم مخاطب خود برجسته مي‌كند. دوم آنكه هر گفتار سياسي، از يك نظام ارزش‌گذاري بهره‌مند است تا مخاطب قدرت پيدا كند نسبت به امور جاري موضعي اخلاقي اتخاذ كند و اموري را از حيث اخلاقي نامطلوب و اموري را مطلوب بيانگارد. روند امور را ارزيابي كند. الگوهاي مطلوب و آرماني را از امور نامطلوب تميز دهد. سرانجام آنكه هر گفتار موثر سياسي،‌ ضرورت دارد واجد قدرت برانگيختن مخاطب باشد. چه بسا مخاطب با الگوي ادراكي يك نظم گفتاري همراهي كند، و با تكيه بر همان الگو،‌ اقدام به ارزش‌گذاري اخلاقي كند،‌ اما در عين حال، چندان برانگيخته نشود كه نسبت به انجام آنچه مطلوب مي‌انگارد حركتي از خود نشان دهد.


اگر سه وجه مذكور را تحت عنوان وجوه اداركي،‌ ارزشي و تحريكي نام‌گذاري كنيم،‌ هر سخن موثر علي الاصول واجد هر سه وجه مذكور هست। اما واقع اين است كه سياست پيچيده‌تر از اين است. در واقعيت تبادلات سياسي، با سخنان موثر و مولد انرژي سياسي نيز مواجهيم كه الزاماً داراي وجوه مذكور نيستند،‌ بلكه اتفاقاً با طرد و نفي وجوه ياد شده اثرگذار مي‌شوند.


اجازه بدهيد در اين زمينه،‌ به تحولات ايران طي چند دهه اخير اشاره كنيم. دكتر شريعتي به منزله مولد اثرگذارترين سخن سياسي طي چند دهه اخير، آفرينشگر نظمي از سخن بود كه از هر سه وجه مذكور به اندازه كافي بهره داشت. قطع نظر از كم و كيف وجوه ياد شده، او توانست منشاء بيشترين انرژي سياسي در قرن حاضر در اين بخش كوچك از جهان باشد. وزن او چنان سنگين و حضور او چنان همه جا گير و نيرومند بود كه برون رفت از سايه او به سادگي امكان نداشت.


اين تنها نظام سياسي مستقر شده پس از انقلاب نبود كه از آموزه‌ها و نظم سخن او اثر پذيرفته بود،‌ تقريباً تمامي بازيگران موثر سياسي از چپ و راست و مذهبي و كمونيست كم و بيش متاثر از ادبيات و نظم سخن او بودند। هر يك به نحوي او را تفسير مي‌كردند و به فراخور موقعيت خود در ميدان كنش سياسي از او بهره‌ مي‌بردند. به اين ترتيب تنازع ميان طرفين همواره از مواضع گوناگون به تثبيت موقعيت آن نظم سخن كمك مي‌كرد. شايد از همين نقطه نظر نيز بود كه فوكو از تعبير حاضر ناديدني از او ياد مي‌كند.


ماجرا ادامه داشت تا زمانيكه كساني به اين نتيجه رسيدند كه در پهنه مباحث ياد شده، امكاني براي برون رفت از افق اوليه انقلاب فراهم نمي‌شود. زمانيكه تصميم گرفتند به هر دليل افق توليد شده در انقلاب را به نقد بنشينند،‌ همگي راهشان به دكتر شريعتي افتاد. برون رفت از افق دكتر شريعتي به معناي توليد سخني متفاوت با افق و دايره آموزه‌هاي او بود. اما اين برون رفت و توليد افق متفاوت با نقد اين و آن آموزه خاص ممكن نبود. تنوع، پهنه و گستره كلام او آنچنان بود كه نقد هر آموزه تو را به دام سويه ديگري از آموزه‌هاي او پرتاب مي‌كرد. چنين بود كه منتقدان هوشمند راه چاره را در فرم و ساختار انديشه شريعتي يافتند و تلاش كردند با توليد الگويي از سخن كه الزاماً واجد هر سه وجه ياد شده نيست،‌ امكاني براي تفاوت و برون رفت بيافرينند.

اگر به مباحث اواخر دهه شصت و اوايل دهه هفتاد مراجعه كنيد، ترديد افكني دكتر سروش در نسبت وثيق ميان است و بايد، با استقبال وسيعي مواجه شد। شايد اولين گام‌هاي دكتر سروش در خلق افق متفاوت با دكتر شريعتي در همين جا بود. ايشان با توليد نظمي از سخن كه صرفاً دغدغه وجوه ادراكي داشت و از صدق و كذب سخن سوال مي‌كرد،‌ في الواقع آفرينشگر نظمي از سخن بود كه وجه اداركي نيرومندي داشت اما تقريباً فاقد وجه ارزشگذارانه و اخلاقي بود.


دكتر به نحوي فيلسوفانه از عدم ارتباط ميان است و بايد سخن گفت،‌ تا به سبك و سياق سنت ليبرال، ربط وثيق ميان نظر و عمل از هم گسيخته شود। خدمت نظر به كنش و مقتضيات عمل به حاشيه رانده شود، نقش سياسي دين از ميان برداشته شود،‌ و اينچنين افق فهم ايدئولوژيك به نحوي راديكال مورد نقادي قرار گرفت.


واقع اين بود كه دكتر سروش صرفاً فيلسوفانه سخن مي‌گفت و جنس سخنان و نوشتارهاي او اصولاً‌ از جنس سخنان موثر سياسي نبود। اما در عين حال نمي‌توان ترديد كرد كه وي اثرگذارترين سخنور سياسي طي دهه هفتاد بود. اما اثربخشي در تفاوتي بود كه با الگوي مسلط سخن توليد كرده بود. به عبارتي ديگر،‌ اثربخشي سخنان او ناشي از دلالات ضمني آن بود. مخاطب خود را به افقي تازه و بيرون از افق دكتر شريعتي پرتاب مي‌كرد.


همينكه در جهان سخنان دكتر سروش ناچار نبودي در باب همه چيز قضاوت اخلاقي كني،‌ نسبت همه چيز را با آرمان هاي سياسي سنجش كني، از مسئوليت سياسي بپرسي و خود را بر مبناي تعهدات به امر عمومي مورد سنجش قرار دهي،‌ ‌ سوژه خسته از بار تحميلات ايدئولوژيك را آزاد مي‌كرد. جهان يوتوپيكي كه اينك ايدئولوژيك شده بود، مثل غل و زنجير سوژه مخاطب را تحت فشار قرار مي‌داد. توليد جهاني در آئينه يك سخن كه سوژه را در جهان فردي‌اش رها مي‌كرد جاذبه آفرين بود. به اين ترتيب شاهد نظمي از سخن موثر سياسي بوديم كه اتفاقاً با نفي وجوه اخلاقي اثربخشي خود را كسب كرده بود.

جهاني كه فاقد ارزش‌‌گذاري‌هاي متكثر اخلاقي بود،‌ طبعاً فاقد وجه تحريك كننده نيز بود। به اين ترتيب،‌ جهاني آزاد و عاري از دغدغه‌هاي سياسي مي‌آفريد و اين جهان در فضاي پر از آرمان‌هاي كسالت بار سياسي در اواخر دهه شصت، بسيار جاذبه افكن بود.


دكتر سروش با موضعي فيلسوفانه، آفرينشگر اين افق بديع بود। اما ماجرا سويه ديگري نيز داشت. اساتيد علوم انساني به ويژه جامعه شناسان نيز در اين زمينه پيش قدم شدند. بازار فهم جامعه شناسانه از امور نيز داغ شد. فهم علمي و متكي بر مشاهدات تجربي نيز وجهي ديگر از همان جهان بود. علم هنگامي علم است كه عاري از ارزشگذاري‌هاي اخلاقي باشد. زبان جامعه شناسي كه با ارزش‌داوري‌هاي اخلاقي درآميخته باشد و يا مخاطب خود را به امري توصيه و تحريك كند،‌ به كلي فاقد ارزش علمي است. از همين موضع نيز بود كه دكتر شريعتي به باد نقد گرفته شد و از اين حيث كه لباس جامعه شناس پوشيده بود اما زبانش فاقد ارزش علمي بود طرد و نفي شد.


اما جامعه شناسان خدمتي ديگر نيز به توليد اين فضاي تازه كردند: در الگوي فهم جامعه شناسانه از امور، سياست را منحل كردند। جوهر سياست كنش و اقدام و خلاقيت و تصميم است. مولدان سخنان موثر سياسي،‌ به ناگزير بر موضع تصميم و فاعليت و عامليت كنشگران سياسي تاكيد مي‌كنند. اما هنگامي كه امر سياسي را به ضرورت‌هاي جامعه شناسانه نظير قواعد ضروري گسترش جمعيت و سواد و شهرنشيني و ارتباطات و امثالهم فروكاستي،‌ خواست و تصميم كنشگران سياسي وجهي پيدا نخواهد كرد. به اين ترتيب سخن سياسي از بنياد ضرورت ارزشگذاري و تحريك را از دست مي‌دهد.


پيشتر گفتيم كه سخن موثر سياسي علي الاصول بايد واجد سه وجه ادراكي و ارزشگذارانه و تحريكي باشد،‌ اما ملاحظه كرديم كه مواقعي را تيز مي‌توان يافت كه سخن بدون وجه ارزشگذارانه نيز مي‌تواند سخن موثر باشد. جوهر سياست خلاقيت است و هيچ قاعده و انضباط پيشيني نمي‌پذيرد. گاهي اثر و نفود سياسي به بهاي نفي و طرد مقومات آن صورت مي‌پذيرد.

اما هيچ چيز بي‌بها نيست. اگر سخن دكتر شريعتي به اولويت تام سياست انجاميد،‌ سخني هم كه شالوده او را مي‌شكست،‌ سياست را همه جا به حاشيه راند. سياست در عالم سخن به حاشيه رفت اما در جهان واقعي سرنخ همه چيز در عالم سياست چهره نشان داد. جالب بود كه كساني از منتقدان دكتر شريعتي يكباره برآشفتند كه چرا همه فيلسوف شده‌ايد. بحث و گفتگو بس است. برخيزيد. شجاعت از خود نشان دهيد. كاري بكنيد. مقاومت كنيد. سكوت جايز نيست. گفتند و فرياد زدند و از دوستان و همراهان خود گله كردند. اما معلوم نبود كه بر مبناي چه الگوي ميان ذهني از داوري اخلاقي نسبت به امور، و بر مبناي چه الگويي از وجوه محرك بايد از خانه بيرون رفت و به مقاومت سياسي تن در داد؟


در چنين موقعيتي است كه دوباره شبح دكتر شريعتي از راه مي‌رسد. بر مبناي آموزه‌هاي او ديگر نمي‌توان در باب مناسبات مستقر قضاوت اخلاقي كرد. با تكيه بر وجوه محرك نظم گفتاري او ديگر نمي‌توان در ميدان سياست حضور يافت. اما نظم كلامي او تنها جهان موجود در خاطره جمعي ماست كه مولد وجدان ارزشگذار و محرك مقاومت سياسي است.

به آغاز سخن بازگرديم। سياست نيازمند سخن موثر است. سخن موثر نيز بر سه وجه مقوم ادراكي و ارزشگذارانه و تحريكي استوار است. اما سياست مملو از موقعيت‌هاي واكنشي است و تنها در يك موقعيت واكنشي ممكن است سخن فاقد وجوه سه گانه مذكور موثر باشند. اينك از شرايط واكنشي نسبت به افق دوران انقلاب عبور كرده‌ايم و براي تداوم حركت سياسي نيازمند توليد نظم‌هاي تازه از سخن هستيم.


به دوستاني كه از حضور مستمر دكتر شريعتي گله‌مندند،‌ و زمين و آسمان را مورد حمله قرار مي‌دهند كه چرا زمانه دكتر شريعتي به پايان نمي‌رسد بايد گفت كه شبح دكتر تا زمانيكه بديلي پيدا نكند تداوم خواهد يافت। تلاش در اثبات سواد و بي سوادي او دردي را دوا نخواهد كرد،‌ هيچ چيز دگرگون نخواهد شد اگر اثبات كنيد كه همه فجايع پس از پيروزي را بايد به گردن او انداخت. دكتر شريعتي خالق جهاني بود كه مقتضي كنش سياسي است. در واكنش راديكال به او،‌ جهان سياست و كنش سياسي را بلاموضوع كرده‌ايد. اينك ضرورت دارد بناي بديلي براي احياي حوزه سياست بسازيد و تا چنين نكنيد شريعتي هست و حيات سايه گون خود را تداوم خواهد داد. اين امر به ويژه در يك كشور جهان سومي كه تنها با نيروي بسيج مردم قادر به دگرگوني امور هستيد،‌ يك ضرورت اجتناب ناپذير است.


به عبارتي ديگر،‌ براي خلاصي از حضور و افق شريعتي،‌ بيش از آنكه نيازمند نقد و طرد شريعتي باشيم،‌ نيازمند نقد و فاصله گزيني از افق كليشه شده امروز هستيم।


پ. ن: يادداشت فوق، براي هفته نامه شهروند امروز،‌ و به مناسبت سالگرد شهادت دكتر علي شريعي تحرير و در شماره همين هفته انتشار يافته است.

 صفحه اصلی

تماس


مطالب این وبلاگ را با فید بخوانید


 پیوندها

یونس شکرخواه
عبدالکریم سروش
سید محمد خاتمی
حسين قاضيان
نعمت الله فاضلی
شیرین احمدنیا
احسان شریعتی
سارا شریعتی
سوسن شریعتی
تاصر فکوهی
اندیشه سیاسی و اقتصادی
سیبستان
آوای موج
کریم ارغنده پور
الپر
اسماعیل یزدانپور
مرتضی کریمی
حنایی کاشانی
هفتان
معنویت - عقلانیت
آرش نراقی
عباس کاظمی
مسعود برجیان
محمد وحیدی
ملکوت
پویان
سفر به فراسو
شریعت عقلانی
نشانه
درباره نشانه
میرزاپیکوفسکی
راوش
سیاه مشق های دانشجویی
موسسه مهر طه
ذوزنقه
ابزارهای پژوهش
زمزمه
آب در آب


استفاده از مطالب با اجازه نویسنده امکان پذیر است

 


مطالب پیشین

August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008

    This page is powered by Blogger. Isn't yours?