زاویه دید

(محمد جواد غلامرضاکاشی)

Monday، June 23، 2008                                                                          سياست سطحي شده

 

فضا به سرعت به يك فضاي انتخاباتي پرحرارت نزديك مي‌شود। اين اولين بار است كه دور دوم انتخابات براي يك رئيس جمهور،‌ اينهمه زود و اينهمه با انرژي آغاز مي‌شود। همشه فرض براين بوده است كه رياست جمهوري به هر دليل دو دوره‌اي است. گويي در ميان اصحاب سياست و احزاب و تشكل‌ها، اجماع عامي شكل گرفته مبني بر آنكه اين دولت نمي‌تواند و شايد هم نبايد يك دوره ديگر بر سركار بماند।


نقطه نظر من در اين يادداشت،‌ خيلي متوجه تحليل فضاي انتخاباتي نيست। نكته مورد نظر من، نقش انتخابات در سطحي سازي نگاه به امر سياست در ايران پس از انقلاب است.


بيش از حد سطحي نگاه كردن به امر سياسي درست مثل زيادي عميق نگريستن به آن فاجعه بار است।


سياست را نبايد بيش از حد عميق ديد। نگاه بيش از حد عميق به امر سياسي به معناي كاويدن ريشه كنش‌هاي روزمره سياسي در جوانب وجود شناختي و ابعاد پيچيده تاريخي و اقتصادي و اجتماعي و امثالهم است। به سياست هنگامي كه بيش از حد عميق نگريسته مي‌شود، همه چيز سخت و استوار مي‌شود. يا مجال و فرصتي براي عمل و كنش آزاد و خودمختار باقي نمي‌ماند و يا اگر بماند،‌ كنش متعارف نيست. كنش انفلابي و بنياد افكن است. تحريك به عمل به قصد از بنيان افكندن نظم موجود و برقراري نظمي از بنياد متفاوت. سياست به معناي انقلابي و راديكال و رويكردهاي بنيادگرايانه به كنش سياسي از همين عميق سازي امر سياسي حاصل مي‌شود।


سياست آنچنان ريشه‌هاي عميقي در ساحات گوناگون وجود شناختي و اقتصادي و اجتماعي ندارد। اگر هم دارد، سياست خود امر وجود شناختي است، خود مبدا و نقطه عزيمت فهم امر اجتماعي و اقتصادي است.


اما ما پس از تجربه سياست انقلابي،‌ به سوي ديگر اين ماجرا چرخيده‌ايم। سياست به معناي بيش از حد سطحي.


اگر خوب دقت كنيد در باب صحت و راستي انتخابات در ايران بحث و حديث زياد است। اما واقعاً انتخابات و تبليغات انتخاباتي اصلي‌ترين عرصه كنش سياسي در ايران امروز است. به ويژه انتخابات رياست جمهوري.


يكسال و اندي پيش از هر انتخابات فضا به شدت گرم مي‌شود। گروه‌هاي مختلف سياسي براي تعيين نمايندگان خود دست به كار مي‌شوند. معارضه و افشاگري و حمله عليه يكديگر آغاز مي‌شود تا زمانيكه انتخابات انجام مي‌شود. چند ماهي پس از آن نيز حرارت انتخابات ادامه دارد. آنگاه همه گرد و غبارها فرومي‌نشيند و همه صبورانه دوره بعد را انتظار مي‌كشند.


هنگامي كه امر سياسي به انتخابات تقليل پيدا كند،‌ همه چيز ساده مي‌شود। تنها دغدغه متوليان امر سياسي در اين فضا تمهيد امكانات براي برد نماينده آنهاست. براي اين كار هم تنها دو مساله را بايد حل كرد: اول اينكه چه بايد كرد تا در درون صحنه رقابت‌ها جايي به ما بدهند و دوم آنكه چه شعاري بايد ساخت و تحويل مردم داد.


جلسه و گفتگو و بحث و مداقه‌ها همه متمركز است بر شعار। اگر دولت مستقر بحث عدالت را طرح كرده است،‌ بايد به شعار آزادي انديشيد. اگر كساني از ستيز صحبت مي‌كنند،‌ راه به سمت قدرت از مسير صلح مي‌گذرد.


همه به توليد كالاهاي يكبار مصرف مي‌انديشند। صنعت بسته بندي است كه در فضاي سياسي حرف اول و آخر را مي‌زند. هيچ كس در اين ميان به اعتبار و استاندارد و اعتماد دائم مشتري نمي‌انديشد. سياست‌مان عين توليد اقتصادي‌مان شده است. توليد كننده‌اي كه تنها به يكبار خريد مشتري مي‌انديشد: سود كلان و فوري.


تقليل مكراسي به بازي كم قدر انتخابات فرايندي معكوس عميق سازي امر سياسي است। اگر در فرايند عميق سازي، سياست به همه امور مرتبط مي‌گردد، در فرايند سطحي سازي سياست از همه امور منفك مي‌شود। سياست به معناي انتخاباتي به معناي بازي چندسال يكباري است كه نه چندان ربطي به اقتصاد دارد،‌نه ربطي به فرايندهاي اجتماعي و فرهنگي। حتي ربطي به مناسبات قدرت هم ندارد. سياست به معناي انتخاباتي تنها مربوط است به بازيگران صحنه قدرت। آنهم نه همه بازيگران. بخشي معدود از آنها.


سياست سطحي شده و منحصر به دو ركن گفتگوهاي پشت پرده و توليد شعار جذاب، بيشتر به يك صنعت سرگرمي براي مردم تبديل مي‌شود। چيزي را كه همه فراموش كرده‌ايم آن است كه مردم هم در يك سياست تقليل يافته به بازي انتخاباتي بازي مي‌كنند. سرخوشانه ممكن است در انتخابات حاضر شوند يا نشوند. ممكن است هوس كنند به اين يا آن راي دهند. ممكن است با نحوه انتخاب خود اهل سياست را دست بياندازند. ممكن است در انتخاب خود تنها به اسباب خنده خود فكر كنند. مثلا فكر كنند فلاني بامزه‌تر از فلاني است.


چنين است كه اهل سياست از چند و چون گفتگوهاي پشت پرده سر درمي‌آورند،‌ اما قادر نيستند از سمت وسوي انتخاب مردم سخن بگويند. چندسالي است كه همه ما زمانيكه با مردم و انتخاب آنها سروكار داريم، در مه حركت مي‌كنيم. اصلاً نمي‌دانيم مي‌آيند نا نمي‌آيند، چه چيزي را جدي مي‌گيرند، چه سخني را مي‌شنوند و چرا به كساني اقبال مي‌كنند.

 صفحه اصلی

تماس


مطالب این وبلاگ را با فید بخوانید


 پیوندها

یونس شکرخواه
عبدالکریم سروش
سید محمد خاتمی
حسين قاضيان
نعمت الله فاضلی
شیرین احمدنیا
احسان شریعتی
سارا شریعتی
سوسن شریعتی
تاصر فکوهی
اندیشه سیاسی و اقتصادی
سیبستان
آوای موج
کریم ارغنده پور
الپر
اسماعیل یزدانپور
مرتضی کریمی
حنایی کاشانی
هفتان
معنویت - عقلانیت
آرش نراقی
عباس کاظمی
مسعود برجیان
محمد وحیدی
ملکوت
پویان
سفر به فراسو
شریعت عقلانی
نشانه
درباره نشانه
میرزاپیکوفسکی
راوش
سیاه مشق های دانشجویی
موسسه مهر طه
ذوزنقه
ابزارهای پژوهش
زمزمه
آب در آب


استفاده از مطالب با اجازه نویسنده امکان پذیر است

 


مطالب پیشین

August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008

    This page is powered by Blogger. Isn't yours?