زاویه دید

(محمد جواد غلامرضاکاشی)

Wednesday، July 23، 2008                                                                          كاسه داغ‌تر از آش

 

دوست عزيز جناب حسين نوراني درست مي‌گويند، من مرتكب يك تناقض گويي آشكار شدم।


در يادداشت پيشين نوشتم كه روايت ما از خداوند مكان بنياد است، در حاليكه جوهر سياست مدرن زمان بنياد است। تلفيق اين دو در روايت دين سياسي شده و ايدئولوژيك را هم نافي عقلانيت ديني بر شمردم و هم نافي عقلانيت سياست مدرن. با اينهمه در آخر يادداشت عرض كردم كه مقصودم از ذكر اين تعارض پناه جستن به سكولاريسم نيست جون به ويژه با توجه به متن سنت اسلامي سكولاريسم را تحقق نيافتني مي‌دانم.


من تناقض گويي كردم، اما به راستي تصور مي‌كنم اين تناقض گويي از يك وضعيت متناقض حكايت دارد। تعارض عيني را نمي‌توان با سازگاري منطقي در سخن حل كرد.


مگر جمع كردن دو خواست عدالت و آزادي تعارض آميز نيست. شما مي‌توانيد براي رفع تعارض يكسره به آزادي بچسبيد و عدالت را فروبگداريد يا به عكس.به اين شكل به سازگاري منطقي در سخن دست يافته‌ايد اما در عمل خود را دجار تعارض كرده‌ايد.

بنابراين در عمل ناگريزيد كه ناسازگاري در كلام را بپذيريد تا در عمل كمتر دچار ناسازگاري شويد। چنانكه رالز در سنت ليبرال در دفاع از ايده عدالت دچار ناسازگاري در كلام شد اما اهميت او به آن است كه راهي براي كاستن از بار ناسارگاري و تعارض در عمل يافت.


جمهوري اسلامي كه هم متولي كاركردهاي دولت مدرن است و هم متولي دين، به نحوي با ناسازگاري‌هاي بنيادي مواجه است، حكومت پهلوي نيز كه صرفاَ به كاركردهاي دولت مدرن چسبيده بود و به كلي از دين غفلت مي‌كرد به نحوي ديگر با تعارض و ناسازگاري مواجه بود।


دولت پهلوي نقش‌هاي مدرن را ايفا مي‌كرد اما به دليل راندن دين به حوزه مقاومت عملاَ فاقد مشروعيت و تداوم حيات سياسي بود। جمهوري اسلامي تداوم و بازتوليد مشروعيت دست كم در بخش‌هايي از مردم را دارد، اما ناتوان از ايفاي خوب و پذيرفته كاركردهاي دولت مدرن است. البته نبايد غفلت كرد كه امكان تچربه حيات مومنانه را نيز از بخش‌هاي گسترده‌اي از مردم سلب كرده است.


وضعيت تعارض آميزي است كه الزاما با گزاره‌هاي سازگار معطوف به سكولاريسم نمي‌توان از آن رها شد। در چنين موقعيت‌هايي راه حل را بايد در كاستن از بار تعارض ميان آن دو يافت و موقعيت‌هاي تعارض آميز ميان آن دو را به حداقل رسانيد.


دولت مي‌تواند ديني باشد بي آنكه خود را يگانه متولي دين به شمار آورد و كاسه داغ تر از نهادهاي رسمي دفاع كننده از دين را به دست بگيرد. كافي است در رفتار و عمل و گفتار نشان دهد كه حرمت مرزهاي ديني را رعايت مي‌كند. مي‌تواند مدرن باشد و كاركردهاي دولت مدرن را بر عهده بگيرد اما در اين زمينه نيز يك دولت بلند پرواز با شعارهاي آرمانخواهانه مدرن نباشد. بلكه در حد مقدور كاركردهاي خود را به خوبي ايفا كند.

 صفحه اصلی

تماس


مطالب این وبلاگ را با فید بخوانید


 پیوندها

یونس شکرخواه
عبدالکریم سروش
سید محمد خاتمی
حسين قاضيان
نعمت الله فاضلی
شیرین احمدنیا
احسان شریعتی
سارا شریعتی
سوسن شریعتی
تاصر فکوهی
اندیشه سیاسی و اقتصادی
سیبستان
آوای موج
کریم ارغنده پور
الپر
اسماعیل یزدانپور
مرتضی کریمی
حنایی کاشانی
هفتان
معنویت - عقلانیت
آرش نراقی
عباس کاظمی
مسعود برجیان
محمد وحیدی
ملکوت
پویان
سفر به فراسو
شریعت عقلانی
نشانه
درباره نشانه
میرزاپیکوفسکی
راوش
سیاه مشق های دانشجویی
موسسه مهر طه
ذوزنقه
ابزارهای پژوهش
زمزمه
آب در آب


استفاده از مطالب با اجازه نویسنده امکان پذیر است

 


مطالب پیشین

August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008

    This page is powered by Blogger. Isn't yours?