زاویه دید

(محمد جواد غلامرضاکاشی)

Monday، October 06، 2008                                                                          دوباره خاتمي

 

خاتمي اين بار در مختصاتي تازه در ميدان سياست حاضر مي‌ّشود।


اينك مختصات صحنه سياسي ايران ثابت كرده است كه آنسوي خاتمي خبري نيست। نه ظرفيتي بيش از او در داخل هست و نه فرصتي در بيرون.


چهره‌ها دوباره به سوي او مي‌جرخند।


در دور پيشين، ميانداران‌ فعالان و روشنفكراني بودند كه با دستي پر به ميدان آمده بودند و خاتمي را به منزله سمبلي از يك جريان به ميدان فرستاده بودند। او ناباورانه به ميدان آمد و چنان شد كه شد. اين بار اما، خاتمي خود به ميدان آمده است و ديگران با شك و ترديد يكي يكي از راه مي‌رسند.


در دور پيشن، خاتمي سمبل جريان پرحرارتي بود كه از روز و روزگاري نو سخن مي‌گفتند। روز و روزگار اما كم و بيش به همان روال پيشين بود چنين بود كه همه انگشت اتهام به سوي او گرفتند كه چرا پرده از آن روز نو بر نمي‌دارد. از او عبور كردند و هر يك در گوشه‌اي پرچمي به دست گرفت و مردم را به ادامه مسير فراخواند. اما امروز، خاتمي در اوج نااميدي و ياس در عرصه عمومي به ميدان آمده است. كساني كه يكي يكي از راه مي‌‌رسند از خود و ديگران مي‌پرسند واقعاَ ممكن است از ورطه اوضاع كنوني به درآمد؟ خاتمي به منزله تنها اميد اين برون رفت به صحنه آمده است.


در دور پيشين، افق انتظارات بيش از توانايي و حدود اختيارات خاتمي بود। اينك اما سقف انتظارات چنان پائين آمده است كه به خاتمي و امكان آمدن او ناباورانه مي‌نگرد.


رقيبان و مخالفان آقاي خاتمي نيز در وضعيتي تازه هستند. پيش از اين تصور مي‌كردند كه او در ميدان سياست توليد شكاف مي‌كند. ثبات نظام را به مخاطره مي‌اندازد و اغيار را به ميدان مي‌اورد. همه چيز را به كار بستند تا چرخ او را پنجر كنند اما تجربه نشان داد سياست عاري از هر منازعه و شقاق خيال باطلي است। سياست از تنازع كسب انرژي مي‌كند اما اگر به قواعد سالم آن تن در ندهي، آن را از عقلانيت تهي مي‌كني و آنگاه در ورطه‌اي گرفتار مي‌شوي كه حجم مخاطره‌ها همه چيز را در مخاصره مي‌گيرد. از همه چيز بوي ويراني و فروپاسي به مشامت مي‌رسد


شكافي كه با خاتمي در عرصه سياسي ظاهر مي‌شود همان شكاف معقولي است كه مقتضي ظرفيت سياسي و اجتماعي ايران امروز است।


خاتمي آن روز در صحنه سياسي نشان داد كه اوضاع آنچنان كه گفته مي‌شد خوب و مساعد نيست، امروز با آمدنش ثابت مي‌كند كه اوضاع آنچنانكه به نظر مي‌آيد بد و نامطلوب نيست।


از مرد آن دوران شجاعت و تصميم و كارهاي بزرگ انتظار مي‌رفت، از مرد اين دوران، عقلانيت و پرهيز از تندروي‌هاي بي حاصل و درك حساسيت شرايط। از مرد آن دوران، گام‌هاي بزرگ، از مرد اين دوران از دست ندادن هيچ فرصتي براي ممانعت از ويراني بيشتر


خاتمي در آن دوره، در ملتقاي خواست عمومي براي حجم گسترده‌اي از تغييرات نشانده شد। اينك او به پاي خود در ملتقاي خواست عمومي براي رهايي از بحران فعلي به صحنه آمده است.


در يك كشور جهان سومي، با سنت ديرينه شكاف ميان مردم و دولت به ملتقاي خواست عمومي بدل شدن آنهم در يك فاصله طولاني رخداد شگرفي است.

 صفحه اصلی

تماس


مطالب این وبلاگ را با فید بخوانید


 پیوندها

یونس شکرخواه
عبدالکریم سروش
سید محمد خاتمی
حسين قاضيان
نعمت الله فاضلی
شیرین احمدنیا
احسان شریعتی
سارا شریعتی
سوسن شریعتی
تاصر فکوهی
اندیشه سیاسی و اقتصادی
سیبستان
آوای موج
کریم ارغنده پور
الپر
اسماعیل یزدانپور
مرتضی کریمی
حنایی کاشانی
هفتان
معنویت - عقلانیت
آرش نراقی
عباس کاظمی
مسعود برجیان
محمد وحیدی
ملکوت
پویان
سفر به فراسو
شریعت عقلانی
نشانه
درباره نشانه
میرزاپیکوفسکی
راوش
سیاه مشق های دانشجویی
موسسه مهر طه
ذوزنقه
ابزارهای پژوهش
زمزمه
آب در آب


استفاده از مطالب با اجازه نویسنده امکان پذیر است

 


مطالب پیشین

August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008

    This page is powered by Blogger. Isn't yours?